السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

305

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

را فرا گرفته‌ام ، آن‌گاه دو آيهء آخر سورهء برائت را خواند : لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ . . . « 1 » . عثمان اين دو آيه را كه از خزيمة شنيد گفت : من شهادت مىدهم كه اين دو آيه از طرف خدا نازل شده است ، شما چه مصلحت مىدانيد و اين آيه را در كجاى قرآن قرار دهيم ؟ خزيمه گفت : اين دو آيه را به آخرين سوره‌اى كه بر پيامبر نازل شده است ، ملحق كنيد ! اين بود كه اين دو آيه را به آخر سورهء برائت ملحق ساختند و آن سوره را با همان دو آيه پايان دادند . 9 - عبيد بن عمير مىگويد : عمر هيچ آيه‌اى را در مصحف نمىنوشت مگر اين كه دو نفر به قرآن بودن آن شهادت دهند . مردى از انصار اين دو آيه لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ . . . را آورد ، عمر گفت : دربارهء آن‌ها از تو شاهد نمىخواهم زيرا اخلاق رسول خدا همان‌طور بوده كه در اين دو آيه آمده است [ و خود آيه گواه خود او است . ] « 2 » 10 - سليمان بن ارقم از حسن و ابن سيرين و ابن شهاب زهرى نقل مىكند ( 1 ) - كه در جنگ يمامه قتل عام سهمگينى متوجه قاريان قرآن شد و در همين جنگ چهارصد نفر از آنان كشته شدند . زيد بن ثابت با عمر بن خطاب ملاقات نمود و به وى گفت : اين قرآن است كه احكام دين ما در آن جمع است و با از بين رفتن قرآن ، احكام دين از بين خواهد رفت و من تصميم گرفته‌ام كه آيات قرآن را جمع‌آورى نموده و به صورت كتابى در بياورم . عمر نيز گفت : صبر كن تا با ابو بكر مشاوره نماييم ! هر دو با هم به نزد ابو بكر رفتند و موضوع را با وى در ميان گذاشتند ، ابو بكر پاسخ داد كه عجله نكن تا در اين مورد با مسلمانان نيز گفت‌وگو شود ، سپس در ميان مردم خطابه‌اى ايراد نمود و موضوع جمع‌آورى قرآن را به اطلاع مسلمانان رسانيد و آنان نيز اظهار رضايت و خوشنودى نمودند و گفتند كار خوب و نيكويى است ، آنگاه جمع‌آورى قرآن شروع شد و به دستور ابو بكر منادى در ميان مردم اعلام نمود كه در نزد هركس آيه‌اى از قرآن هست ، بياورد . . . 11 - خزيمة بن ثابت چنين نقل مىكند كه من آيه : لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ . . . « 3 » را نزد عمر بن خطاب و زيد بن ثابت آوردم . زيد گفت : آيا كسى هست كه براى تو شهادت دهد ؟ گفتم : به خدا ! نمىدانم . عمر گفت : من دربارهء اين آيه براى او شهادت مىدهم .

--> ( 1 ) توبه / 128 . ( 2 ) همهء اين روايت‌ها را كه از منتخب كنز العمّال نقل نموديم در كنز العمّال ، طبع دوم ، 2 / 361 آمده است جز اين روايت كه در كنز العمّال به جاى آن ، روايت ديگرى به همين مضمون از يحيى بن جعده نقل گرديده است . ( 3 ) دو آيه آخر سوره توبه .